+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 19:52  توسط سارینا
|

عشق يعني با تو خواندن از جنون ،
عشق يعني سوختنها از درون عشق يعني با تو آغاز سفر ،
عشق يعني قلبي آماج خطر عشق يعني تو بران از خود مرا ،
عشق يعني باز مي خوانم تو را عشق يعني بگذري از آبرو ،
عشق يعني کلبه هاي آرزو عشق يعني با تو گشتن هم کلام،
عشق يعني انتظار يک سلام عشق يعني دستهايي رو به دوست ،
عشق يعني مرگ در راهت نکوست عشق يعني شاخه اي گل در سبد ،
عشق يعني دل سپردن تا ابد عشق يعني سروهاي سر بلند ،
عشق يعني خارها هم گل کنند عشق.

به بزرگترين عشق در کوتاه ترين جمله ي ممکن به روي لطيف ترين گل سرخ يراي تو بهترين کس دنيام مي نويسم دوستت دارم.

ویکتور هوگو میگه : اگه همه ی اون چیزایی که تو سرمه بگم 10 کتابه اما اون چیزی که تو دلمه بگم دو کلمه هست :
"دوستت دارم."

وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش، اما از وقتي تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه:اتشه ديدنه تو…. شوقه با تو بودن….و اندوهه بي تو بودن!!!

می دونی آدمابین «الف»تا«ی»قراردارن؟بعضی ها مثل«ب»برات میمیرن،مثل«د»دوست دارن،مثل«ع»عاشقتن،مثل«م»منتظرت می مونن،تایه روز مثل«ی»یارت بشن!
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:56  توسط سارینا
|

غم رو که بغل می گیرم
با غصه پر می گیرم
شریک غمها می شم
خسته و تنها می شم
غم تو دلم زیاده
چاره ی کار نداره
محکوم به انتظاره
!کسی خبر بیاره
!کاغذ و قلم نداشتم
!شعر و غزل نوشتم
کیوان من کجایی؟
!با غصه آشنایی
خسته از این جدایی
!پیرشدم تنهایی

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 18:28  توسط سارینا
|

بین من و تو فاصله است
بین ما دیواری از جنس سکوت
در سکوتم حرفها
تویی تنها تو
که از این سکوت قشنگترین ملودی های عشق را ساختی
ومن مبهوت ایستاده در کنار پنجره غبار آلود خیالم.......
تویی ، تو بهترین نوازنده ..........

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 15:6  توسط سارینا
|

حسرت دیده بی تاب تو بیمارم کرد
آن نگاه نگرانت دل تبدار مرا خوابم کرد
بی جهت نیست که مست رخ زیبای تو ام
لب گلگون تو در دشت خزان آبم کرد
مستی ام جام نگاهی ز افق های تو بود
آه ،آن صورت مهتاب تو در خوابم کرد
شهر را از تب بیماری من جایی نیست
راه گم کرده به دنبال تو آواره و ویرانم گرد
اشکم از دیده به گرمای نفسهای تو بود
جام اندوه تو مر همره و همرام کرد
.jpg)
؟عشق نمي پرسه تو کي هستي
.عشق فقط ميگه: تو ماله مني
؟عشق نمي پرسه اهل کجايي
.فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني
؟عشق نمي پرسه چه کار مي کني
.فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته
؟عشق نمي پرسه چرا دور هستي
.فقط ميگه: هميشه با مني
؟عشق نمي پرسه دوستم داري
.فقط ميگه: دوستت دارم

+ نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 0:39  توسط سارینا
|
.jpg)
شروع مي کنم به از تو نوشتن کاغذ مست مي گردد
قلم به رقص در مي آيد
نمي دانم چرا هر وقت مي خواهم چيزي از تو بر روي کاغذ بياورم
واز تو بنويسم وجودم،قلمم،کاغذم همه و همه به وجد مي آييم.
عزيزم!تمام شب در خيالت گريستم
هنوز پاييز چشمانت را روي شاخه هاي سرد انتظار جستجو مي کنم
نمي داني چقدرمحتاج نوام.
هنوز کاغذهايم به شوق نگاهت رنگ کاهي را پس مي زند
وتمام شبوتمام ثانيه ها، يکي يکي مي گذرند
وبه دريا ها اشک هايم روان مي شوند
انگارتاب ديدن پاييز چشمانت را ندارد
کاش برگردي زود،
کوچه بي تو دل تنگي دارد
کاش برگردي زود ومي ديدي که دلم بي تو چه حالي دارد
ببيني که هنوز حلقه زرد خورشيد داغ تنهايي من را دارد
کاش زود برميگشتي تا قاب عکس روي ديوارتهي از چهره تو نباشد
وتمام صفحات دفترم از حرف ونگاه واسم تو پر شود
کاش زود بر مي گشتي.
تو اگر برگردي من تمام شاخه هاي گل ياس را با تمام احساس تقديمت مي کنم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 13:53  توسط سارینا
|

صداي بارون از بيرون پنجره غوغا کرده بود
اما صداي گريه ي من از بارونم بلند تر بود
نميدونم چرا ولي تو آسمون ابري
با اون بارون شديدي که دلمو داشت از جا ميکند
و تنها هميار و همدمم همين بارون بود.

سلام عزیزان
خیلی ممنونم ازتون که با نظراتتون منو همراهی کردین
به خاطر امتحانات پایان ترم من تا آخر بهمن نمی تونم از حضورتون بهره ببرم
ولی منو تنها نزارین
چون خداحافظی رو دوست ندارم پس این کارو نمی کنم
به امید روزی که هیچ غمی تو دنیا نباشه و همه به ارامش برسن

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 21:37  توسط سارینا
|

تنهاييم عالمي داره..به خصوص وقتي که همه دورتن اما باز تو تنهايي...
چقد جالبه که ما آدما از همه کساي که درو و برمونن چشم اميدمون فقط به چند نفر يا شايدم يه نفره...
چند نفر(يا نفري)که بودنشون واسه ما مثل داشتن همه دنياست و نبودنشون پايان زندگي و همه آرزوها...
با اين وضع واقعا تنهايي يعني چي؟؟ به چي مگن تنهايي و به کي ميگن تنها؟؟؟
ما که هيچ کدوم تنها نيستيم و هميشه اطرافمون شلوغه اما هميشه تو دلمون تنهايم...
توي درونمون دنبال کي و چي هستيم که با وجود حضور خيلي ها باز احساس تنهايي ميکنيم؟؟
اين احساي گنگ تنها بودن از کجا مياد؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 11:8  توسط سارینا
|
زیباترین کلمه: عشق
پر احساس ترین کلمه: محبت
پر معنا تریت کلمه: نگاه

عالی ترین کلمه: دوستی
تلخ تریت کلمه: جدایی
دردناکترین کلمه: خیانت
بدترین کلمه: تمسخر
...و آشنا ترین کلمه: تو
از جوجه تیغی کوچولو پرسیدم بزرگترین ارزویت چیست ؟معصومانه نگاهم کرد وگفت :بغلم می کنی؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 12:21  توسط سارینا
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 2:12  توسط سارینا
|